السيد الخميني

88

استفتاآت ( پائيز 1380 ) ( فارسى )

ج : در فرض سؤال زن حقّ دارد تمام مهريّه را مطالبه كند ، و اختيار طلاق با شوهر است ، ولى مراعات مقرّرات دولت اسلامى هم لازم است . س 27 - اين جانب پس از عروسى متوجّه شدم كه زنم باكره نبوده ( چون نشانه‌هائى را كه در عرف مردم مرسوم است آنها را پس از زناشوئى نديدم ) لذا به پزشك بانوان مراجعه كردم تا مراتب معلوم گردد ؛ چون پول پزشك را خانوادهء زنم داده‌اند پزشك گفته است كه آثارش مخفى است ، آيا من مىتوانم گفتهء پزشك را قبول كنم كه زنم قبل از زناشوئى باكره بوده است يا نه ؟ اگر جواب ، باكره نبودن زنم مىباشد چه مقدار مهريّه بايد كم شود ، و تفاوت مهريّهء باكره و ثيّبه چطور بر من معلوم بشود ؟ ج - مهر همان است كه در متن عقد تعيين شده و فرقى بين باكره و غير آن نيست . بلى اگر در عقد شرط بكارت شده يا عقد مبنىّ بر آن شرط بوده و شوهر به طريق شرعى عدم بكارت را إثبات نمايد مىتواند عقد را فسخ كند ، و در صورت عدم فسخ و اختيار بقاء زوجيّت و لو به سبب عدم حقّ فسخ « * » مىتواند ما به التفاوت بين باكره بودن و

--> * - منظور عدم حقّ فسخى است كه نتيجهء اسقاط آن حقّ باشد .